کدام املا « هَیْئة ، هِیْئة ، هَیْأة ، هِیْأة » درست است ؟


1- هاءَ یَهیْئُ ، هَیِیءَ یَهاءُ ویَهْیَأُ ، هَیُؤَ یَهْیُؤُ = هَیْأةً وهَیاءةً : صارَ حَسَنَ الهَیْئة . نیکو منظر ونیکو صورت شد .

2- هاءَ یَهاءُ هِیْأةً : اشتاقَ : شیفته شد .

هَیْأة وهِیْأة مصدر مجرَّد فعل های بالا هستند . اولی به معنی شکل خوب داشتن ودومی به معنی شیفتگی است .

اما دو مصدر دیگر درزبان عربی وجود دارد به نام مصدر مَرّة ومصدر نوع . اولی یعنی یکبار انجام شدن فعل ودومی یعنی نوع خاصی از انجام شدن فعل . بر این اساس وطبق قاعده ی املای همزه در زبان عربی خواهیم داشت : هَیْئة : یکبار نیکو منظر شدن ، وهِیْئة : نوع خاصی از نیکو منظر شدن.

قاعده ی املای همزه : اگر همزه در طَرَف ( یعنی پایان کلمه ) بیاید وختم به تاء تانیث شود ، وپیش از آن حرف عله بیاید وحرف عله یاء باشد روی یاء نوشته می شود . هَیْئة ، هِیْئة .

جمع هَیئة ، هَیْئات می شود ، یعنی یاء فتحه نمی گیرد . پس هَیَئات به زبان عربی غلط است واین کاربرد زبان فارسی است .

هَیْئة : حال الشّیء ، کیفیّته ، شَکلُه ، صورتُه .

پس املای درست همزه دراین مورد نوشتن آن روی یاء است. پس هَیْأة وهِیْأة چطور؟ علمای صرف برای این که میان مصدر مجرد فعل ومیان مصدر مرّة ونوع آن فرق قائل شوند وتشخیص آن دو را ازهم آسان سازند، تسامحاً مصدر مجرّد را با الف جایز دانسته اند.

کلام 206 نهج البلاغه

 ومِن کلامٍ له علیه السّلامُ

وقد سَمِعَ قوماً مِنْ أصحابه یَسُبُّونَ أهلَ الشّامِ أیّامَ حربِهم بصِفّین

« إنّي أکرَهُ لکمْ أنْ تکونوا سَبّابینَ ، ولکنّکم لو وَصَفْتم أعمالَهم ، وذَکَرْتم حالَهم ، کانَ أصْوَبَ في القَول ، وأبْلَغَ في العُذْر ، وقلتم مکانَ سَبِّکم إیّاهم : اللّهمَّ احْقِنْ دِماءَنا ودِماءَهم ، وأصلِحْ ذاتَ بیننا وبینِهم ، وَاهْدِهم مِنْ ضَلالتهم ، حتّی یَعْرِفَ الحقَّ مَنْ جَهِلَهُ ، ویَرْعَويَ عنِ الغَيِّ والعُدوانِ مَنْ لَهِجَ به »      

واژگان :

یسبّون : دشنام می دهند / أکرهُ : خوشم نمی آید ، نمی پسندم / سبّابین : دشنام دهندگان / أصوب : درست تر / أبلغ : رساتر / العُذر : پوزش خواهی / اِحقنْ : نگهدار، مانع ریختن شو / ذات بین ... : اختلاف میان ... / یَرعَوي : بازگردد ، دست کشد / الغَيّ : گمراهی / العُدوان : تجاوزکاری / لَهِجَ به : شیفته آن شد ، برانجامش تحریک کرد .

برگردان :

واز سخن ایشان است بر وی درود باد

واز گروهی از یارانش شنیده بود که که مردم شام را دشنام می دادند در روزهای جنگشان در صفین

« من بی تردید خوشم نمی آید برای شما که دشنام دهنده باشید ، ولیکن چنانچه کارهایشان را بیان کنید ، وحال وروزشان را یادآوری کنید ، در سخن گفتن درست تر است ، ودر پوزش خواستن رساتر ، وبه جای دشنام دادن به ایشان ، بگویید : خدایا خون های ما وخون های ایشان را نگهدار ، واختلاف میان ما وآنان را اصلاح کن ، وآنان را از گمراهیشان هدایت کن ، تا بشناسد حق را کسی که آن را ندانسته است ، وبازگردد از گمراهی وتجاوزکاری کسی که شیفته آن شده است »

برداشت :

1- سَبّ یعنی دشنام دادن ؛ واین رفتار نابجاست چون شامل این موارد است :  متهم کردن پدر ومادرکسی به کارهای نابجا ، نسبت خانوادگی کسی را زیر سوال بردن ، نسبت دادن فرومایگی وپستی به کسی و ... .

2- البته سَبّ با لَعن ـ نفرین ـ متفاوت است ؛ لعن به معنی طرد ودور کردن است ، مثلاً « اولئک یَلعَنُهم اللهُ » یعنی خداوند آنان را از رحمت خویش دور می گرداند ؛ به همین دلیل خود حضرت هم به صراحت در موارد گوناگون افراد را لعن کردند ، وخداونددرقرآن نیز از سَبّ بازداشته است لیکن از لعن نه ، ودر قرآن لعن درموارد گوناگون به کار رفته است .

3- این سخن حضرت نشان می دهد که اهل شام گمراه هستند ولی از دایره ی اسلام خارج نیستند.

منابع :

1- نهج البلاغه دکتر صبحی صالح .

2- شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید .

3- ترجمه نهج البلاغه فیض الإسلام .

4- مفردات راغب .