1- الصّیفَ ضَیَّعْتِ اللّبَنَ ! : در تابستان شیر را تباه ساختی !

کاربرد : یُضرَبُ لِمَن فَرَّطَ في تحصیل أمرٍ في زَمَنٍ یُمکنُ الحصولُ علیه فیه ، ثُمَّ طَلَبَه في زمنٍ لا یُمکنُه الحصولُ علیه .

برگردان : گفته می شود در باره ی کسی که کوتاهی کرده است در به دست آوردن چیزی در زمانی که دست یافتن به آن برایش ممکن می بود ، آنگاه آن را در زمانی طلبیده است که دست یافتن بر آن برایش ممکن نیست .

2- إنّي أراک تُقدِّمُ رِجلاً وتُؤخِّرُ أخری ! : تورا می بینم که یک گام پیش می نهی وبار دیگر پس می نهی !

کاربرد : یُضرَبُ لِمَن یَترَدَّدُ في أمرٍ فتارةً یُقدِمُ وتارةً یُحجِمُ .

برگردان : گفته می شود در باره ی کسی که در انجام کاری مردّد است ودر نتیجه گاهی پیش می رود وگاهی پس می نشیند !

3- أحَشَفاً وسوءَ کِیلةٍ ! آیا ( هم ) خرمای پَست و( هم ) پیمانه ی بد !

کاربرد : یُضرَبُ لِمَن یَظلِمُ مِن وَجهینِ .

برگردان : گفته می شود در باره ی کسی که از دو سوی ظلم می کند !

4- لأمرٍ ما جَدَعَ قصیرٌ أنفَه ! برای یک کاری قصیر بینی اش را برید !

کاربرد : یُضرَبُ لِمَن یَحتالُ علی حصول أمرٍ خَفيٍّ وهو مُتستِّرٌ تحتَ أمرٍ ظاهرٍ .

برگردان : گفته می شود در باره ی کسی که برای دست یابی به چیزی پنهان نیرنگ به کار می برد در حالی که خود را در زیر چیزی آشکار پنهان می کند .

5- الیدُ لا تُصفِّقُ وحدَها ! یک دست صدا ندارد !

کاربرد : یُضرَبُ لِمَن یُریدُ أن یَعملَ عملاً وحدَه وهو عاجزٌ عنه .

برگردان : گفته می شود در باره ی کسی که می خواهد کاری را تنها انجام دهد در حالی که از انجامش ناتوان است .

6- عادَ السّیفُ إلی قِرابه ، وحَلَّ الّلیثُ منیعَ غابِهِ ! شمشیر به نیامش برگشت ، و شیر در بلندای بیشه اش جای گرفت !

کاربرد : یُضرَبُ لِمُجاهدٍ عادَ إلی وطنه بعد سفرٍ .

 برگردان : گفته می شود در باره ی رزمنده ای که بعد از سفری به وطنش برگشت .

7- قَطَعتْ جَهیزةُ قولَ کلِّ خطیبٍ ! جهیزه سخن هر سخنوری را قطع کرد ( وپایان بخشید )

 کاربرد : یُضرَبُ لِمَن یَأتي بالقول الفصل .

 گفته می شود در باره ی کسی که حرف آخر را می زند .

نکته : هریک از این مثل ها داستانی دارد که فهم آنها را آسانتر می کند ، لیکن دراین کوتاه سخن نمی گنجد وباید در فرصتی دیگر بدان پرداخت !