قُصور الجنّة

قال رجلٌ من العرب : أُریتُ ، البارحةَ ، في مَنامي کأنّي دخلتُ الجنّةَ ، فرأیتُ جمیعَ ما فیها

من القصور ، فقلتُ : لمَن هذه ؟ فقیل للعرب . فقال له رجلٌ عنده من المَوالي : أصعِدتَ

الغُرَف ؟ قال : لا ! قال : فتلک لنا . 

برگردان :

مردی تازی گفت : شب پیش درخوابم به من نشان داده شد که وارد بهشت شدم ، و همه ی کاخ های آن جا را بدیدم ، پس من گفتم : این ها از آنِ کیست ؟ پس گفته شد : از آنِ تازیان .  آن گاه مردی از موالی که پیش او بود گفت : آیا بر آن اتاق ها بَر شدی ؟ گفت : نه ! گفت : پس آن از آنِ ماست .

منبع : عُیون الأخبار ، ابن قُتَیبه ، به نقل از کتاب « المجاني الحدیثة » جلد 4 ، ص 118 .

الموالي : اسمی است جمع که به آن جمع تکسیر گویند . و مفرد آن « مَولی » می باشد که این واژه در پهنه ی تاریخ به معانی گوناگون آمده است . اما در تاریخ سیاسی حضور اَعراب در ایران به معنی خاصی به کار رفته که از آن بوی توهین و بی ادبی نسبت به ایرانی فهمیده می شود . پس از ورود اَعراب د رایران و به دست گرفتن قدرت در این سرزمین ، ستم ها و نا بکاری ها بر مردم بسیار گشت و با آن که ایرانی چه از روی اشتیاق و چه از روی اکراه ، ایمان آورد ،  باز عرب های اقتدار گرا حاضر نشدند ، آن ها را در گروه مومنان جای دهند . به همین دلیل به آن ها « موالی » می گفتند ؛ یعنی نوکر و غلامِ عرب !! . و اگر به کتاب های تاریخی سرکی بکشید غم و اندوه بسیاری را به خاطر جفا عرب در حق ایرانیان با به کار بردن این واژه ، احساس خواهید کرد .  و همین نسبت بی ادبانه باعث شد که ایرانی تمام تلاش خود را به خرج دهد تا عنصر نا مطلوب عرب  در ایران به هدف های خود نرسد و صد البته که چنین شد و آن ها از این که نتوانستند ایران را از فرهنگ و نژاد و زبان و گذشته اش دور کنند کینه ی ایران و ایرانی را در دل دارند . امید که عرب و بازماندگانش هیچ وقت نتوانند بر این مُلک و ملت حاکمیت یابند .