تجزیه وترکیب آیه ی 2 از سوره ی نساء ( 4 ) 

« وآتوا الیتامی أموالَهم ولا تَتبدّلوا الخبیث بالطیّب ولا تأکلوا أموالهم إلی أموالکم إنّه کان حُوباً کبیراً . »

و : حرف عطف ، غیر عامل ، مبنی برفتح .

آتوا : فعل متصرف ، امر ، ،للمخاطبین ، مزید ثلاثی از باب افعال با یک حرف زائد ، مهموز الفاء ومعتلّ اللام ( اصلش أتي بوده است) [1]، متعدّی با دو مفعول ، فعل معلوم ، مبنی بر حذف نون ./ فعل وفاعلش ضمیر بارز « واو » جمله فعلیه ، معطوف بر « اتّقوا » در « یا أیّها الناس اتّقوا ربّکم ... » و محلی از اعراب ندارد.

الیتامی : اسم متصرف ، جمع مکسر ومفردش یتیم ومذکر ، مشتقّ ( صفت مشبهه از مصدر یُتم ) ، معرفه ، معرب ، مقصور ،منصرف./ مفعول به اول ومنصوب تقدیراً .

أموال : اسم متصرف ، جمع مکسر ومفردش مال ومذکر ، جامد ، معرفه به اضافه ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف./ مفعول به دوم ومنصوب .

هم : اسم غیر متصرف ، ضمیر متصل برای نصب یا جر ، للغائبینَ ، معرفه ، مبنی بر سکون . / مضاف إلیه ومجرورمحلا ً.

و : حرف عطف ، غیر عامل ، مبنی برفتح .

لا : حرف نهي ، عامل ، مبنی برسکون .

تتبدّلوا : فعل متصرف ، مضارع ، للمخاطبین ، مزید ثلاثی با دو حرف زائد از باب تفعل ، صحیح و سالم ، متعدّی ، معلوم ، معرب . / فعل مجزوم وعلامت جزمش حذف نون اعراب وفاعلش ضمیر بارز « واو » وجمله فعلیه و عطف بر « آتوا الیتامی » و محلی از اعراب ندارد .

الخبیث : اسم متصرف ، مفرد ، مذکر ، مشتقّ ( از مصدر خُبث ) وصفت مشبّهه ، معرفه ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف ./ مفعول به ومنصوب .

بـ : حرف جر ، عامل ، مبنی برکسر .

الطیّب : اسم متصرف ، مفرد ، مذکر ، مشتقّ ( از مصدر طِیب ) وصفت مشبّهه ، معرفه ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف ./ مجرور به حرف جرّ و « بالطیّب » جار ومجرور متعلّق فعل « لا تتبدّلوا » .

و :  حرف عطف ، غیر عامل ، مبنی برفتح .

لا : حرف نهي ، عامل ، مبنی برسکون .

تأکلوا : فعل متصرف ، مضارع ، للمخاطبین ، مجرد ثلاثی ، صحیح و مهموز ، متعدّی ، معلوم ، معرب . / فعل مجزوم وعلامت جزمش حذف نون اعراب وفاعلش ضمیر بارز « واو » وجمله فعلیه و عطف بر « لا تَتبدّلوا » .

أموال : تکراری است / مفعول به ومنصوب .

هم : تکراری است / مضاف إلیه ومجرورمحلا .

إلی : حرف جر ، عامل ، مبنی برسکون .

أموال : تکراری است / . مجرور به حرف جرّ و « إلی أموال » جار ومجرور متعلّق فعل « لا تأکلوا » .

کم : اسم غیر متصرف ، ضمیر متصل برای نصب یا جر ، للمخاطبین ، معرفه ، مبنی بر سکون ./ مضاف إلیه ومجرور محلا ً .

إنّ : حرف مشبّهة بالفعل ، عامل ، مبنی برفتح .

ـه : اسم غیر متصرف ، ضمیر متصل برای نصب یا جر ، للغائب ، معرفه ، مبنی بر ضم . / اسم إنّ و منصوب وجمله اسمیه .

کان : فعل متصرف ، ماضی ، للغائب ، مجرد ثلاثی ، معتل وأجوف ( در آن اعلال به قلب صورت گرفت ) ، مبنی بر فتح . / ازافعال ناقصه واسمش ضمیر مستتر « هو »[2] وجمله ی فعلیه وخبر إنّ ومرفوع محلا .

حُوباً : اسم متصرف ، مفرد ، مذکر ، جامد ، نکره ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف ./ خبر کان ومنصوب  .

کبیرا : اسم متصرف ، مفرد ، مذکر ، مشتقّ ( از مصدرکِبَر ) وصفت مشبّهه ، نکره ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف ./ صفت ومنصوب .


[1]- در آن اعلال به اسکان وحذف حرف عله صورت گرفته است ، وهمچنین در همزه ی آن اعلال به قلب .

- [2] مرجع ضمیر « هو وهمچنین ـه در إنّه » کلمه ی « أکل » است که از « لا تأکلوا » فهمیده می شود .