احترام به زن
... إنّها تفهمُ معنی الحیاة کما یفهمها الرجلُ ، فیجبُ أن یکونَ حظّها منها مثلَ حظّه . إنّها لم تُخلَق من أجل الرجل ، بل من أجل نفسها ، فیجبُ أن یحترمَها الرجلُ لذاتها لا لنفسه ... یجبُ أن یُنفّسَ عنها قلیلا من ضائقة سِجنها لتفهمَ أنّ لها کیانا مستقّلا ، وحیاةً ذاتیّة ، وأنّها مسؤولة عن ذُنوبها وآثامها أمامَ نفسها وضمیرها ، لا أمام الرجل ... یجبُ أن نحترمَها لتتعوّدَ احترامَ نفسها ، ومن احترَمَ نفسَه کان أبعدَ الناس عن الزّلّات والسّقطات...
بخشی از مقاله ی احترام المرأة از : کتاب « النظرات » ، مصطفی لطفی المنفلوطی ، الجزء الثالث ، دار الثقافة بیروت لبنان .
... او ( زن) معنای زتدگی را به اندازه ی مرد می فهمد ، بنابراین لازم است که سهمش از آن (زندگی) به اندازه ی سهم وی (مرد) باشد . البته او به خاطر مرد آفریده نشده است ، بلکه به خاطر خودش آفریده شده است ، پس مرد باید به وی احترام بگذارد به خاطر خودش (به خاطر زن) نه به خاطر خودش ... مرد باید کمی از تنگی زندانش (زندان زن) آزادش کند تا بفهمد که دارای وجودی مستقل ، و زندگی ای شخصی است ، واین که پاسخگوی گناهان وبزهکاری های خود دربرابر خود و وجدان خودش است نه دربرابر مرد ... ما باید به وی احترام بگذاریم تا عادت کند که به خودش احترام بگذارد ، وهرکس به خویشتن احترام کند دورترین مردم است از لغزش ها وخطاها ... .