کَتَبَ مُعاویةُ إلی أحَدِ عُمّالِه فقالَ :

« لا یَنبَغِي لَنا أنْ نَسُوسَ النّاسَ سیاسةً واحدةً ، لا نَلینُ جمیعاً فَیَمْرَحَ النّاسُ في المعصیةِ ، ولا نَشتَدُّ جمیعاً فَنَحْمِلَ النّاسَ علی المهَالِک ، ولکنْ تکونُ أنتَ لِلشّدّة والغِلْظةِ ، وأکونُ أنا لِلرّأفة والرّحمةِ »     

برگردان پارسی :

شایسته نیست برای ما که مردم را به یک سیاست مهار کنیم ، همگی نرمی به خرج نمی دهیم چه دراین صورت مردم نافرمان می شوند ، وهمگی خشونت نشان نمی دهیم چه دراین صورت مردم را به سوی نابودی می کشیم ، لیکن تو ( با تاکید ) برای سخت گرفتن وبی رحمی کردن هستی ، ومن ( با تاکید ) برای مهربانی کردن وترحم نمودن .

برداشت :

معاویه براین باور است که مردم را باید با دو روش (به ظاهر گوناگون لیکن از یک خاستگاه) مهار کرد . نیروهای پایین دستی باید به غایت خشن وبی رحم باشند وهیچ سخن ناساز با سیاست فرمانروا را برنتابند ودر دم خفه کنند . چون اگر حکومت نرمی نشان دهد ، مردم خواسته هایی را بنمایانند وبرآوردنش را بخواهند که یا وی آن را نپسندد ویا در توانش نباشد ، در این هنگام مردم به خواسته های خویش پای فشارند وپس ننشینند و حکومت ناچار است یکی از این دو راه را برگزیند : یا به خواست های مردم تن دردهد یا آنها را بر نتابد . چون تن در دهد پس رَوِیش آغاز شود واین آغاز پایان است . واگر برنتابد وتندی بنماید وتنگ را سفت وسخت کند باشد که خواست ها را لختی به پس اندازد لیکن آتشی در خاکستر اندازد وکس نداند که پاره های اخگرش تا کجا را نشانه گیرد . واین نیز در هر حکومتی آغاز یک پایان است .

مرام نامه خام معاویه به کارگزارانش این است که چون مردم درشما نگرند باید تندی و بی رحمی را ببینند وتوان نزدیک شدن نداشته باشند .چون سخت سیاست شوند واز پیگیری خواست هایشان ناامیدوسَرخورده شوند به دنبال پناهی روند تا امانی یابند و زخم هایشان را پماد نهند ، خوب نمی شود که درهنگام ناامیدی وسرخوردگی رهایشان کرد وهمچنان براین حالت باشند ، چون بیم آن است که سر از جای های دیگر در بیاورند . این جا جای نقش بازی کردن و هنگامه ی شور وحماسه ی ماست .ما همان مرهمی خواهیم بود که آنان می جویند .برسرهایشان دست خواهیم کشید و مهربانی نثارشان خواهیم کرد . ولیکن شما ... .