در باره ی کلمه « الناس »
این کلمه 240 بار در قرآن به کار رفته است ودر زبان پارسی به « گروهی از مردم ، یا ، مردم » برگردان می شود . در قرآن به شمار زیادی آیات است که می فرماید : « یا أیّها الناسُ ... » وبرگردانش « ای مردم ... : می باشد . آیا وقتی که قرآن می فرمود : « یا أیّها الناسُ ... » منظورش همه ی مردم جهان است همانطورکه ما امروز از کلمه ی « مردم » می فهمیم ؟ در تفاسیر کلمه ی الناس قریب به اتفاق مردم مکه ومدینه تفسیر شده است .
ناس وبَشَر وإنس نظیر هم هستند . اصل الناس « أناس » است که در اثر وارد شدن الف ولام بر آن همزه ی اول آن افتاده است . د راین که اصل کلمه چه بوده است اختلاف وجود دارد : سیبویه پیشوای نحویان از مکتب بصری بر این باور است که ناس از ریشه ی « أنَسَ » گرفته شده است وبه معنی موجودی که اهل أُنس وأُلفت است می باشد لیکن کسائی پیشوای نحویان از مکتب کوفی براین باور است که ناس از ریشه ی « نَوَسَ » به معنی حرکت وجنبش می آید وبه معنی موجودی که دارای حرکت است می باشد . وبرخی دیگر را این باور است که ناس مقلوب از « نَسيَ » به معنی فراموش کرد می باشد واصل آن إنسَیان بروزن إفعَلان می باشد که در این صورت به معنی موجود فراموش کار می باشد .
بیشترواژه شناسان براین باورند که صفت « أنس وألفت »تقریبا ویژه انسان است وکمتر در دیگر موجودات یافت می شود د رحالی که صفت « نَوسان وجنبش » مشترک میان انسان ودیگر موجودات است . پس درست آن است که انسان را به صفتی بیاراییم که ویژه اوست نه صفتی که با بقیه اشتراک دارد . بر این اساس این واژه شناسان با سیبویه هم نوا شده اند که اصل ناس از « أنس وألفت » است .
البته شمار کمی از واژه شناسان ، اصل واژه را مقلوب از « نسي » می دانند وگرد آن سخن گفته اند . اگر چه این صفت نیز باید گفت که ویژه انسان است .
منابع :
1- المعجَم المفَهرَس لألفاظ القرآن الکریم ، محمد فؤاد عبد الباقي ، دار الکتب المصریّة .
2- تفسیر الَجلالین ، جلال الدین المحلّيّ و جلال الدین السیوطيّ .
3- الجدول في إعراب القرآن وصرفه وبیانه ، محمود صافي ، المجلد الأوّل ، دار الرشید ( دمشق-بیروت ) .
4- قاموس قرآن ، سید علی اکبر قرشيّ ، المجلد الثالث ، دار الکتب الإسلامیّة .
5- لسان العرب ، ابن منظور .
6- المفردات ، الراغب الأصبهانيّ ، دفتر نشر کتاب .