کتاب « دوقرن سکوت » یا « سرگذشت حوادث واوضاع تاریخی دردوقرن اول اسلام » نوشته ی زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب می باشد . این کتاب نخستین چاپش در سال 1330 بوده است . چاپ مورد نظر ، چاپ شانزدهم به سال 1381 می باشد که  انتشارات سخن افتخار چاپ آن را دارد .

کتاب حاضر گرچه با چاپ های نخستینش تفاوت های زیادی ازحیث کمّ وکیف دارد اما آنقدر هست که خواننده را از حوادث آن دوران آگاه کند . کتاب در 372 صفحه آراسته شده است و فهرست مندرجات آن چنین است :

الف- یادداشت ناشر .

ب- نقد مرتضی مطهری بر این کتاب !

ج- مقدمه چاپ دوم .

د- چند اعتراف از نویسنده .

1-      فرمانروایان صحرا .

2-      طوفان وریگ .

3-      آتش خاموش .

4-      زبان گمشده .

5-      درفش سیاه .

6-      درآن سوی جیحون .

7-      شهر هزار و یک شب .

8-      بانگ رستاخیز .

9-      جنگ عقاید .

10-  پایان یک شب .

یادداشت ها

منابع کتاب

فهرست اعلام .

بخشی از نگاشته های پایانی کتاب را در اینجا می آورم تا ارزش این کتاب وخواندن آن را برای تک تک ایرانیان گوشزد نمایم :

«هنوز، دویست سال تمام ازسقوط حکومت ساسانی نگذشته بود که ازحکومت عرب جز نامی نماند . سیستان و خراسان وماوراء النهر که سال ها دستخوش بی رسمی وبیدادی تازیان بود در این زمان آماده استقلال می شد . اِمارت وحکومت که مدتها مخصوص عرب بود دیگر همه جا حتی در بغداد ، بیشتر در دست ایرانیان بود . زبان ایرانی که پس از طوفان قادسیه ، « دوقرن سکوت » سنگین را تحمل کرده بود اکنون طلسم خموشی را می شکست وخود را در کام کسانی چون حنظله وبوحفص ومحمد وصیف برای سرودن جاودانی ترین نغمه های ادبیات جهان آماده می کرد . در پایان دوره ی معتصم با آن که بابک ، سردار آذربایجان ، به دار آویخته شده بود ، با آن که مازیار امیر زاده ی طبرستان به قتل آمده بود باز ققنس ایران از زیر خاکسترها سربرمی آورد.

در طی این دو قرن بر ایران چه گذشت ؟ دور نمایی از تاریخ وحوادث این دوقرن را اکنون می توان ترسیم کرد . نخست طوفانی سهمگین وخروشان برآمد که دولت ساسانی را زیر وزبر کرد . شهر ها تسخیر شد ومال ها به تاراج رفت . چندی بعدحجاج درعراق وقتیبه درخراسان ودیگرعربان درهمه جا کشتارها وبیدادهای سخت براندند . دیری برنیامد که مغلوبان ، پیکار عظیمی با فاتحان آغاز نهادند . بو مسلم ومُقنّع در خراسان ، جاویدان وبابک در آذربایجان وسپهبد خورشید ومازیاردر طبرستان به کوشش برخاستند زیرا که برای رهایی ازخواری ها وکوچک شماری های عربان ، مردم ایران جزرستاخیز چاره ای نمی دیدند . درطی این رستاخیز ، پهلوان مغلوب قد برافراشت وپشت فاتح مغرور را به خاک رسانید . تفوق ایرانیان بر عربان آشکار گشت ، حکومت وسیادت عرب رفته رفته چون « رویای شب نیمه تابستان » ( این عبارت برگرفته از درام معروف شکسپیربه همین عنوان می باشد )  دود وباد گردید . خاندان های ایرانی دوباره امتیازات کهن را به صورتی دیگر به دست آوردند ویا لا محاله این قدرت وحشمت ، طاهریان وصفّاریان را به دست افتاد وبدین گونه آنچه در آغاز یک طوفان بر باد رفته بود در « پایان یک شب » که در وحشت وسکوت ، دو قرن هول انگیز گذشت ، دوباره تا حدّی به سامان وقرار خویش بازآمد . »