آیا زن کشتزار مرد است ؟
اگر تاریخ بدرستی وبه دور از جانبداری خوانده شود ، واگر تمامی متون دینی وغیر دینی بجا مانده خوب مطالعه شوددرمی یابیم که در حق زن بیداد فراوانی شده است . البته همه ی این متون به دست مردها وبا زبان مردها وبا اندیشه ی مردها ساخته وپرداخته شده اند و نابجا نیست اگر بگوییم که در غیاب زن از ساحت مقدس مرد ! به نیکی پشتیبانی کرده است .
زن همیشه در طول تاریخ کالایی تجملی در دست مرد بوده است ، هر وقت اراده می کرد از وی آنطور که می خواست بهره برداری می کرد واز دسترنجش سیر می خورد واز این کار ابایی نداشت چون بازدارنده ای نبود تا مچش را بگیرد واو را از این نوع رفتارها بایستاند .
امروزه نیز مانند گذشته دو دیدگاه در برخورد با زن با یکدیگر در نزاع هستند : دیدگاه دینی ودیدگاه بشری . دیدگاه دینی می گوید که « زنانتان کشتزار شما هستند » پس زن مانند یک مزرعه است ! باید خوب آن را آیش کرد وشخم زد و بذر پاشید وآب دادو مواظبتش کرد و پس آنگاه محصولش رادرو کرد و نوش جان کرد . وبرای انجام همه ی این کارها « از هر جای این مزرعه نیز می توان وارد شد » واز این بایت نباید باکی داشته باشد . چون فصل درو سپری شد تا فصل کشت بعدی باید رهایش کرد یا اگر نخواست می تواند آن را بفروشد وزمینی بهتر از آن بخرد تا محصول بهتری برایش بیاورد .
این دیدگاه اما براین باور است که باید دور این مزرعه حصار کشید وهر روز برآجرهایش افزود و بارویش را چنان بلند کرد که نه دیگران وی را ببینند ونه او دیگران را ؛ نه دیگران صدایش را بشنوند و نه او صدای دیگران و ... این زن کالایی است در دستان مرد افزون خواه که هم داور است وهم وضع کننده ی قانون وهم مجری ، و تازه رهبر هم هست ، پس برایش احکام می سازد وقانون می تراشد وسهم برایش تعیین می کند و حبسش می کند و کتکش می زند وحقش را پایمال می کند و وی را چون یک کالای اسقاطی در گوشه ای از منزلش- بخوانید انبار خانه اش - معلَّق نگه می دارد وبه دنبال تعدد زوجات می رود ویا اگر خیلی مرد باشد طلاقش می دهد و ... .
در این دیدگاه زن در چهار دیواری خانه اش باید بماند وآنجا بزک کند . تا چه شود ؟ تا مرد وقتی به خانه در شد بتواند با دیدنش لذت ببرد وخستگی هایش را از خود بزداید و ...
آن دیگری می گوید : زن باید در عرصه ی اجتماع وارد شود ، سیما بیآراید و بزک کند وفتانه شود ودیگران را مفتون خود سازد . این دیدگاه هم یا کمی تفاوت زن را کشتزار می داند تا مرد از وی بهره برداری کند اما دورش حصار وبارو نمی کشد . دراین دیدگاه اگر مرد ازاین کالا خسته شود وی را در بازار مردانه راحت رها می کند وبه سراغ کالای نو می رود . دراین دیدگاه هم ستم وبیداد در حق زن به روشنی دیده می شود اما یک سری حقوق وقدرت مانور به وی داده شده است که کم کم می تواند بخشی از حقوقش را برآورد !
نه همه ی دینداران چنان هستند که گفته شد ونه همه ی اندیشه داران بشری چنانند که پیشتر آمد اما تردیدی نیست که بیشتر مردمان این دوره همانگونه هستند که گفته آمد .