درخشش برق
ومیضُ البرق
کانَ ذاتَ یوم ٍ عاصف ٍ ، أسقُفٌ مسیحيٌّ في کنیستِه الکُبری ، و جاءتْه امْرأة غیرُ مسیحیّةٍ ، و
وقفتْ أمامَه ، و قالتْ : « لستُ مسیحیّة . هل لي أنْ أخلُصَ مِن نار الجحیم ؟ » . حَملَقَ
الأسقُفُ في المرأة ، و أجابَ : « لا ! لیس ثَمّة مِن خَلاص ٍ إلّا لأولئک الذین تَعمَّدوا بالماء و الرُوح » .
و فیما هو یتکَّمُ انْقضَّتْ من السماء صاعقة علی الکنیسة الکبری ، و دَوَّی الرعدُ ، واندلعَتِ النارُ
في الکنیسة وملأتْ أرجاءَها . و أقبَلَ رِجالُ المدینة مُسرعینَ ، و خَلَّصوا المرأة . و لکنَّ
الأسقفَ کان قد احترَقَ ، وقضَی طَعْماً للنار ِ !!!
من کتاب « عرائس المُروج التائه » لمؤلفه : جُبران خلیل جُبران
واژگان :
ومیض : جرقه ، درخشش / البرق : برق ( همراه با رعد ) / عاصف : تند باد ، طوفان ؛ یوم
عاصف : روز طوفانی / کنیسة : کلیسا / حَملَق : خیره شد ، زُل زد / ثَمّة : است ، موجود
است ؛ لیس ثمّة : نیست ، موجود نیست / تَعمَّدوا : غُسل تعمید داده شدند ؛ تعمید کودک :
شستن او با آب معمودیه است : کشیش ، کودک را در آبی می اندازد که بندی از انجیل بر آن
آب خوانده است و در آن فوت می کند و این گونه کودک که ناپاک بوده است به دست کشیش
پاک می گردد . / اِنقضَّتْ : ناگهان فرو آمد / دَوَّی : در پیچید ، طنین افکن شد / اِندلعتْ : افتاد
، زبانه کشید / أرجاء : ج ِ رجا و رجاء : سمت و جهت ؛ أرجاء الکنیسة : همه جای کلیسا /
برگردان :
روزی طوفانی کشیشی مسیحی در کلیسای بزرگش بود ، زنی غیر مسیحی نزد او آمد و در برابرش
ایستاد و گفت : من مسیحی نیستم . آیا می توانم از آتش دوزخ برَهَم ؟ کشیش به زن زُل زد و گفت :
نه ! رهایی ممکن نیست مگر برای آن کسانی که غُسل تعمید داده شدند .
درهمین هنگامی که سخن می گفت ، آذرخشی بناگه از آسمان بر کلیسای بزرگ فرود آمد ، رعد طنین
افکن شد و آتش در کلیسا افتاد و همه جایش را فراگرفت . و مردان شهر شتابان شتافتند ، و آن زن را
نجات دادند . ولی کشیش سوخته بود و طعمه ی آتش گشت !!!
برداشت :
کشیش که باد غرور در سرداشت و خود و هم پالگی های خود را بر ساحل نجات می انگاشت و چنین
وانمود می کرد که انسان ها تنها از دست او و آموزش های او به حقیقت ره می برند از این آزمون ایزدی
سالم بر نخاست ، لیکن آن زن که هم زن بود و هم غیر مسیحی و هم نیاموخته آداب دین مداری، راه
نجات بیافت و تابلوی هدایت دیگران گشت .