1.         تُماضِرُ بنتُ عمرو بن الحرَث بن الشَّرید السُّلَمیّةُ ؛ لُقّب بـ « الخنساء » لقِصَر في أنفها مع ارتفاع قلیل في أرنَبته ، وهي صفة مُستَحَبّة . نشَأت̊ في نعمة لأبیها .  کان لها من حُرّیّة الاختیار و استقلال الرأي ما دفَعها إلی رفض الزّواج بدُرَید بن الصِّمّة ، سیّدِ بني جُشَم . أصیبَت̊ بمَقتل أخویها : معاویة ( سنة 612 ) و صَخر ( سنة 615 ) فأقامت̊ تَبکیهما وتُحرِّضُ قومَها علی طلب ثأرهما في شعر قويّ العاطفة ، مُحکَم السبک ، بعیدِ الرّنین لا یزال في طلیعة الشعر الرِّثائيّ الشعوريّ ، وإن̊ کان یَشُوبُه شیءٌ من التکرار الرتیب کان تدفَعُ إلیه الرّغبة في هَیاج حماسة السامعین للاندفاع في طلب الثأر .
  2. أسلمت̊ الخنساءُ مع قومها السُّلَمیین في حدود السنة 630 ، إلّا أنّّها لم تتعزّ بالإسلام عن حُزنها ، و لا صَرَفها عن التفَجُّع علی أخَویها ، ولا سیّما صخر ، مُصابُها بأولادها الأربعة في وقعة القادسیّة سنة 637 . وقد عُمّرَت̊ حتی الهَرَم فکانت تدِبُّ من الکبر علی العصا ، و تُوفّیَت̊ بالبادیة ، في خلافة معاویة ، علی الأرجح .

منبع : کتاب « المجاني الحدیثة » جلد 2 ، ص 263 .

واژگان :

قِصَر : کوتاهی و کوچکی .                                 أرنَبَة : پره ی بینی .

شابه : آمیخته است با آن ...                             هَیاج : به جوش آوردنِ ...

اندفاع : به راه افتادن                                        ثأر : انتقام

تعزّی عنه : از آم شکیبایی نمود و صبر کرد ؛ لم تتعزّی بالإسلام عن حزنها : با اسلام آوردن از اندوه و غم

               دست نکشید .

صرفها : بازش داشت ؛ و لا صرفها : بازش نداشت .

تفجُّع : اندوهگین شدن .                                  مُصاب : دچار شدن .

هَرَم : پیری و فرتوتی ؛ و هَرِم صفت است .          دبَّ ـــِـ : به آرامی راه رفت . 

بر گردان :

1.       تماضر سُلَمی ، دختر عمرو بن حرث بن شرید است ؛ به خاطر پهن بودن بینی اش ، خنسا لقب گرفت. وآن ویژگی ای دوست داشتنی است . درسایه ی نعمت وجود پدر پرورش یافت . آزادی در گزینش و استقلال رای ، او را به رد ازدواج با بزرگ بنی جُشَم، دُرَید بن صمه واداشت . به بلای کشته شدنِ دو برادرش : معاویه در سال 612 میلادی ، و صخر در سال 615 میلادی دچار شد . پس بر مرگ آن دو پیوسته مویه می کرد و مردمش را به گرفتن انتقام آن دو در اشعار پر احساس ، با سبکی استوار و با آهنگی دور از دسترس ؛ که همچنان پیش تاز شعر رثایی احساسی است ؛ تشویق می کرد ، گرچه تا حدی تکرار پیاپی با آن آمیخته است و میل به به جوش آوردن شوردر شنوندگان برای راه افتادن جهت گرفتن انتقام، او را به این تکرار وا می داشت.

2.       خنسا به همراه قوم سلمی اش در حدود سال 630 میلادی ، مسلمان شد ، با این وصف اسلام آوردن ، او را از اندوه و غم باز نداشت و مصیبت وارده براو به خاطر از دست دادن چهار فرزندش در جنگ قادسیه در سال 637 ، او را از غم خوردن به خاطر از دست دادن دو برادرش به ویژه ، صخر، باز نداشت . تا سال پیری عمر کرد و از کهنسالی بر چوب دستی تکیه می داد و راه می رفت . ودر زمان خلافت معاویه بنا بر نظر درست تر ، در بیابان وفات یافت .

·         خنساء ، مونّث أخنس است و به معنی پهن بینی است ؛ گرچه به نظر نویسنده این صفت در

           زبان عربی یک حُسن است اما به نظر چنین نمی آید .

·         خنسا به همراه قومش در سال 630 میلادی یعنی در 60 سالگی پیامبر ، اسلام آورد . اما به نظر

           نمی آید که ایمان  ، چندان در وجود وی رسوخ کرده باشد ؛ چون پس از مسلمان شدن ، هر از

          گاهی فیلش یاد هندوستان می کرد و به افکار و اندیشه های عصر جاهلی برمی گشت . و این 

          سخن از اشعارش پیداست .

·         چهار پسرش در جنگ قادسیه کشته شدند ؛ جنگی که عرب ها بیشتر به امید گرفتن غنیمت به

          آن پرداختند . این جنگ چهار سال پس از وفات پیامبر و در زمان خلافت ابوبکر روی داد .  

·         جنگ قادسیه در نزدیکی منطقه ای به همین نام که امروز نزدیک شهر نجف می باشد ، میان دو سپاه ایران به فرماندهی رستم و سپاه عرب به فرماندهی سعد بن ابی وقّاص روی داد که در نهایت به شکست ایران و فروپاشی امپراطوری بزرگ ساسانی انجامید . عرب ها ی یک لا قبا و بی هویت  اما با اراده و  استوار به امید دست یافتن بر مُلک و فرمانروایی ایران زمین توانستند بر سپاه بی اراده و ناامید ایران پیروز شوند . گرچه شکست حکومت ایران پیش از این جنگ به خاطر نوع رفتار حاکمیت با مردم ، روی داده بود و تنها به یک تلنگر نیاز داشت که این قرعه به نام عرب افتاد . و این شکست نشان داد که حکومت می ماند اما نه با ستم .

·         باهمه ی غم واندوه و از دست دادن دو برادر وچهار پسر ، شگفت است که تا سن فرتوتی عمرکرد

          و زنده بود .

·         درس چهارم عربی سال سوم غیر علوم انسانی به نام « بکّاءة العرب » در باره ی این زن می

          باشد.